هوالعزیز
کسانی که اندکی پا به سن گذاشته اند ، درمرور رخدادهای شگفت انگیز دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، یکی از چیزهایی که بخاطر می آورند ، اهانت ، افترا و تمسخر نهادهای برآمده از انقلاب نظیر کمیته های انقلاب ، سپاه پاسداران و بسیج است که همزمان با تولد این نهادها آغاز شد و تا امروز نه تنها ادامه یافت بلکه به مرز جنایات غیر قابل توصیف علیه اعضای این نهادها کشیده شد.
مهدی بازرگان نخست وزیر لیبرال دولت موقت در نشست های تلویزیونی هفتگی اش که به «نشست های نق زنی(!)» معروف بود، تقریباً بدون استثنا گله ای از به اصطلاح خودسری های نیروهای کمیته را طرح می کرد ، و دو سه سال بعد اعضای سازمان مخوف منافقین – که بازرگان آنها را فرزندان عزیز خود می خواند – سه پاسدار کمیته را با شیوه ای که روی ساواک را سفید کرده ، شکنجه نمودند و به شهادت رساندند .
گروهک های ضدانقلاب تروریست در کردستان اعضای نهاد تازه تاسیس سپاه پاسداران را با موزاییک شکسته سر می بریدند ، و اندکی بعد در روزهای آغازین جنگ تحمیلی ، بنی صدر رییس جمهور خائن و فراری این نهاد انقلابی را چنان در مضیقه قرار می داد که قتل عام مظلومانه شهیدان هویزه ، تنها یکی از آثار دردناک آن است .
زمانی که نیروهای نظامی آمریکا در حمایت از رژیم بعثی عراق به طور علنی وارد درگیری با رزمندگان ایرانی شده بودند ، با ورود گسترده نیروهای داوطلب بسیجی و تغییر معادلات جنگ تحمیلی ، وزیر دفاع وقت آمریکا طی سخنانی بر فراز عرشه یکی از ناوهای مستقر در خلیج فارس، جمله ای تاریخی بر زبان آورد : «باید ریشه ملت ایران را خشکاند»!
و این داستان غمبار در حالی تا به امروز ادامه دارد که امام انقلاب (ره) در مورد سپاه پاسداران چنین عبارت درخشانی را بکار می برد:«اگر سپاه نبود ، کشور هم نبود» . گویی پیر فرزانه مان می خواست راز آن همه دشمنی و کینه ورزی و شبهه آفرینی را در قالب همین جمله طلایی و به عنوان کلیدی رمزگشا در اختیار مردم قرار دهد .
چرا که نه؟ مگردسیسه هایی همچون درگیری های تجزیه طلبانه در استان های مرزی کشور ، جنگ تمام عیار هشت ساله ، جنایات تروریستی علیه دهها تن از مسئولان عالی رتبه و شخصیت های برجسته مذهبی و هزاران شهروند بی دفاع ، تحریم های فراگیر اقتصادی ، فتنه های داخلی نظیر تیر78 و خرداد 88 و... جز برای نابودی کشور طراحی و اجرا شد ؟ و مگر نیرویی جز سپاه پاسداران – و البته با همراهی بسیجیان دلاور و ارتشیان غیور وحمایت بی دریغ آحاد ملت بزرگ ایران - دربرابر همه آنان استقامت ورزید و با سرافرازی ، پیروزی را به ملت و رهبری هدیه کرد؟
امروز هم که دشمن دیرینه ایران و ایرانی در ادامه ناکامی های خویش در پرونده هسته ای ، به صدور قطعنامه و بازی نخ نمای تحریم رو آورده ، باز سپاه پاسداران هدف اصلی هجوم است ، و این تعجبی ندارد . چرا که دشمن هیچ اصراری ندارد که دشمنی اش را پنهان کند .
اگر جایی برای تعجب وجود داشته باشد ( به هر حال رخدادهای فتنه خرداد 88 به این سو ، بسیاری از شگفتی ها را به اموری باور پذیر و بلکه عادی تبدیل کرده است!) ، از کسانی است که مدعی اسلام و انقلاب و خط امام و منافع ملی و هزار شعار فریبنده دیگر هستند ،اما عیناً همان را می گویند و همان را انجام می دهند که از دهان و قلم و سلاح دشمن خارج می شود .
آقای چیز – میرحسین موسوی سابق – یکی از همین چهره های پرمدعاست که گویی بنا ندارد از درس هایی همچون نهم دی و 22 بهمن عبرت بگیرد و بلافاصله بعد از صدور قطعنامه 1929 شورای امنیت ، به همزبانی با صادر کنندگان آن پرداخته و سپاه پاسدران و بسیج مستضعفان را آماج رگبار اتهامات ناروا و مجرمانه خود کرده است . او در ادعایی که برای اندازه هایش بسیار بزرگ است ، افاضه فرموده : سپاه نمی تواند برای تامین امنیت کشور و انقلاب مورد اعتماد باشد .
عجبا ! امام و ملت می گویند اگر سپاه نبود کشور هم نبود و آن وقت جناب فتنه گر ... ! یکی نیست بگوید آدم ناحسابی ، سپاه پاسدارانی که سی سال است حافظ کشور و انقلاب و نظام بوده ، اساساً نمی تواند و نباید مورد اعتماد تو و دوستان بیگانه پرستت و اربابان خارجی ات باشد ، که در آن صورت فلسفه وجودی اش زیر سئوال خواهد رفت . اعتماد امثال تو به سپاه یعنی درغلتیدن این نهاد مردمی در وادی پذیرش «قدرت های مستبد و ضدمردمی».
آقای فتنه گر ! تو از همدلی با دشمنانی که خواهان خشکاندن ریشه ملت ایران هستند ، به همزبانی با آنان رسیده ای و بر تو حرجی نیست . اما بدان ، و تو و اربابانت – و رفقای نه چندان پشت پرده ات – می دانید که سپاه و بسیج فرزندان شایسته و سرافراز ملت ایران هستند ؛ شما را دراین حصن حصین راهی نیست که : عنقا را بلند است آشیانه .
کاش قوه محترم قضاییه که کمترین نازک گویی به روسای قوا- البته فقط عده ای بخصوص از روسای قوا – را با ذره بین های نجومی رصد می کند و شمشیرش بر سر نازک گویان به آن حضرات همواره آخته است ، می دید گستاخان فتنه گر چگونه مرزها را می شکنند و نهاد های حافظ نظم و امنیت و استقلال و آزادی کشور و مردم را مورد هجوم قرار می دهند . کاش لحظه ای سر از بالین بر می داشتند و قهقه مستانه کاخ سفید و دیگر خانه های شیطان را می شنیدند .
کاش !