گویند روزی جماعتی نزد متنبّی شدند و وی را همی گفتند : اگر خواهی ایمان آریم و در رهت سرسپاریم، معجزتی آشکار نمای و همچون صالح کوه را بفرما تا ناقه ای زاید عظیم ، که شیرش بنوشیم و از تعب کسب بیاساییم . متنبّی گفت : چنان کنم . با جماعت نزد کوه آمد و حکم فرمود : ناقه ای بزای عظیم و شیرده ،که حکم مرا خلاف نشاید . کوه نعره ای برکشید که هیبت آن جگر زهره داران ببردی و بانگ همی داد : چنان ناقه ای بزایم که صالح را از آن عجب آید . این بگفت و درهم پیچیدن و ناله آغاز همی کرد ، چندان که خلق از خواهش نابجا سرانگشت ندامت به دندان گزیدندی و متنبّی را از ادای معجزت نهی همی نمودند . لیک نه متنبّی سرپا پس کشیدن داشتی ، نه کوه زادن وانهادی .
باری ، نیم روزی و روزی بدین سان گذر کردی تا کار به آخر رسیدی و معجزت آشکار گشتی ؛ خلق بر بالای کوه شدند و چون نیک بنگریستند ، موشی دیدند به کمتر از مثقال!
*****
«18 تیر بار دیگر به خیابان می آییم و این بار کار رژیم را تمام می کنیم»!
این عبارت ، سرخط خبرها و مواضع این روزهای سایت های وابسته به فتنه گران داخلی و دنباله های خارجی آنهاست که بازخوردی جدی هم در منابع رسانه ای وابسته به غرب و صهیونیسم دارد . مبارزان دون کیشوت صفت ، نظام مقتدر جمهوری اسلامی و ملت ایران را تهدید می کنند که دریازدهمین سالگرد فتنه ناکام 18 تیر، از طریق آشوب و اغتشاش صدمات جبران ناپذیری را متوجه نظام خواهند کرد .
شاید به راقم این سطور دو ایراد بگیرید : 1- چوب به مرده زدن روا نیست 2- شاید توانستند کاری صورت دهند ؛ آن وقت چه؟
در مورد ایراد نخست ؛ اگر مرده سرجای خودش آرام بگیرد ، کسی را با او کاری نیست . اما چه کنیم که این مرده ، از آن مرده هاست که به کفن خودش هم رحم نمی کند ! ببینید که نه فقط خارج نشسته هایشان هر روز شاخ و شانه جدیدی می کشند ، بلکه داخلی هایشان هم دست بردار نیستند . روزنامه هایشان که خود «آخر افراطی گری» هستند ، دانشجویان عدالتخواه را از زبان چرب و شیرین چشیدگان مدعی اصولگرایی به تعقیب قضایی تهدید می کنند ؛ فضای سراسر شور وتلاش و امید کشور را سیاه می نمایند ، مظلومان و مطلومیت های دروغین می تراشند ؛ اختلاف می افکنند ؛ آب توبه کاذب بر سروروی سران فتنه می ریزند ؛ و و و ، تا به گمان باطل خود و اربابانشان ، بستر را برای جولان و عربده کشی های مجدد رجّاله ها فراهم سازند .
اما ایراد دوم ، که موضع این نوشتار است .
فتنه 18 تیر 78 در هر کشوری بجز ایران اسلامی ، ظرفیت آن را داشت تا بنیان حکومتی – ولو دموکراتیک و متکی به آرای مردم – را برباد دهد . کدام حکومتی را سراغ دارید که از یک سو اقشار نخبه ای چون دانشجو را به خاک و خون بکشد (حتی اگر ماجرا از اصل دروغ باشد) و از سوی دیگر سرشناس ترین چهره های سیاسی و مسئولان رده بالایش ، به دنبال تحریک و تشجیع هر چه بیشتر دانشجویان و دیگر اقشار برای انتقام و امتیازگیری از راس حاکمیت باشند ؛ و بتواند سرپا بایستد تا دروغ ها فاش و توطئه ها خنثی شود و امنیت و آرامش به کشور و مردم بازگردد؟
براساس دسیسه ای که چهره های بظاهر روحانی و دارای سوابق انقلابی ، عناصر رده بالای امنیتی، و مسئولان برقراری نظم و امنیت اصلی ترین صحنه گردانان آن بودند ، یک طرح براندازی شش دانگ با اتکا به عناصر هیجان زده میدانی به اجرا درآمد . در همان حال که خیابان های تهران و تبریز و برخی شهر های دیگر در آتش آشوب و اغتشاش می سوخت ، نمایندگان رسمی دولت شرایط و خواسته های خائنانه فتنه گران را به امام امت دیکته می کردند . همه چیز بروفق مراد فتنه گران و اربابان خارجی شان بود ، اما چه شد که در کمتر از نیم روز کمر فتنه شکست و نفسش در سینه فرومرد ؟
به گمان نگارنده سه عامل ، امواج سهمگین توطئه را دفع کرد :
1- نفس قدسی صاحب اصلی انقلاب اسلامی ، همان نازنینی که «ربیع الانام» است و «نضرة الایّام» . مناجات سوزناک بیست و یکم تیر 78 رهبر بزرگوار انقلاب را ، و هوای بارانی و بهاری بیست و سوم تیر 78 را ، و شور غریب حاضران در راهپیمایی آن یوم الله را بخاطر بیاورید تا صحت این کلام را باور کنید .
2- استقامت و قاطعیت امام خامنه ای مدظله العالی در دفاع از کیان اسلام و انقلاب و نظام .
3- ولایت پذیری و بصیرت کم نظیر ملت ایران ، چیزی که در جهان معاصر مانددی ندارد .
فتنه عمیق سال 88 را به جرات می توان ادامه و سطح بالاتر فتنه تیر 78 دانست که همان سه عامل نیز موجب ناکامی آن شد .
ما بسیار مایلیم «برادران سابق» از نتیجه اشتباهات بی پایان خود عبرت بگیرند و به آغوش اسلام و انقلاب بازگردند ؛ جزای تخلف و قانون شکنی هایشان را هم تحمل کنند ، اما اگر نخواهند شکست های خفت بار 22 بهمن 88(پروژه اسب تروای مهاجرانی) ، 12 فروردین89 ، 22خرداد 89 و 25 خرداد 89 را به یاد بیاورند و باز پای در رکاب نادانی بگذارند ، آن وقت ناچاریم به نمایندگی از جوانان غیور ایران اسلامی به آنها و نیروهای میدانی عقب مانده شان ، دو نکته را یادآور شویم :
1- حکایت ابتدای این مطلب را دوباره بخوانند و آن را نه تنها با حال و روز خودشان بعد از فتنه 78 و فتنه 88 ، بلکه با اوضاع تمام سی سال گذشته ضدانقلاب قیاس کنند .
2- یک کلام : بگرد تا بگردیم !